تبليغاتX
انتقاد و اعتراف
چهارشنبه بیستم آبان 1388
رفیق جدید

داستان پر آب و اشک دیپلماسی ما امروز لیلایی دیگر یافته و داستان را بر مدار آن بازگو می کند . این روزها نام ترکیه ترجیع بند زبان سیاست ورزی ما در آنسوی آب ها شده است . ترکیه ای که با داشتن جمعیت غالب مسلمان ، رفتاری مفارقت آميز با دين را در پيش گرفته و سالهاست كه چونان طفلي صغير بر درب اتحاديه اروپا ايستاده و به هر نهيبي خود را همساز آنان مي كند .

سالها از رفاقت ديپلمات هاي ايران با روسها مي گذرد . چه ساده ايم كه مي پنداشتيم كه با اين نزديكي علاوه بر رسيدن به نيات ملي مان ، جبهه اي در برابر غرب مي سازيم و امتيازها مي گيريم . سالها از رفاقت با برادران سوري مي گذرد و مي پنداريم كه خط مقدم نبرد با اسرائيل را دور از خود نگاه داشته و هزينه اي كمتر مي پردازيم . چندسالي است كه حلقه رفاقت بر گردن چاوز انداخته و مرام كمونيستي او را به هواي حرم امام هشتم جلا مي دهيم . سالهاست كه چين را رفيق مي پنداريم و اقتصاد كشور را با آنان گره كور زديم و بر خود مي باليم كه جبهه ما كه منبعث از سياست "نگاه به شرق" است چه قدرتمند مي خرامد .

اما بلا روزگاري است اين عاشقيت . روسيه به برچيدن سپر موشكي امريكا ، سوريه به باز پس گيري جولان ، چاوز به همنشيني با اوباما و چين به سياست درهاي باز خود نامرامي پيشه كرده و ما را در اين بازار مكاره رها كرده اند . تركيه هم در اين بازار كساد اقتصاد ، سر ما را به كلاه خود اندازه ديده است و "اردوغان" هم چيزي بيش از "اربكان" نخواهد شد .

به قول حافظ اسد : ما دوست هميشگي نداريم ، ما منافع هميشگي داريم ...

محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
یکشنبه دهم آبان 1388
و باز هم چند سئوال

بازی رسانه ای پرسشگری آزاد و جوابگوئی نامنطبق ! را از تلویزیون دیدم و یاد روزهایی افتادم که به هر بهانه ای نوشته های خود را سانسور می کردم . یادم هست یک بار یزدان نیز در وبلاگ خود مطلبی نوشت و به طرفه العینی و با ذکر این مطلب که : "در مشورت با دوستان حذف شد" دست به سانسور مطلب خود زد .

بعد از مدت ها دوری از و بلاگ لازم دیدم به طریق همان دوست شریفی مان ! چند سئوال از رهبری داشته باشم . امید که این سئوالات بی جواب نماند :

۱. آیا قبول دارید که حقوق این ملت را به نگارگری اسلامی دیگرگون ساخته اید ؟

۲. آیا اصل تنوع و تکثر آرا را می پذیرید و پایبند اخلاقیات آن هستید ؟

۳. آیا برای تعریف "مردمسالاری" منبعث از شیفتگانتان حرمت قائل هستید ؟

۴. آیا تا به حال فکر کرده اید که اشتباه می کنید ؟

۵. آیا به حقوق از دست رفته حتی یک نفر در این میان و ضمان آن فکر کرده اید ؟

۶. آیا هنوز هم شایستگی رهبری را از آن خود می دانید ؟

۷. بد و خوب توامان در جامعه جاری و ساری است . آیا مسئولیت آن را می پذیرید ؟

و هزار سئوال دیگر که ...

محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
دوشنبه سیزدهم مهر 1388
یک سئوال
200 تن از نمايندگان مجلس در نامه اي از انتصاب رحيمي (معاون سابق پارلماني) به معاونت اول رئيس جمهوري تشكر كردند . اين تشكر سلبي است يا ايجابي ؟
محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
یکشنبه پنجم مهر 1388
آزادی
خوشا به حال مسافرکش های خط آزادی که هر روز آزادی را بلند فریاد می کنند .
محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
پنجشنبه دوم مهر 1388
برای چشم های مغرورت

هیچگاه این نگاه را فراموش نمی کنم که نشانی از چشمهای نخبگان خفته ای است که تنها با مرگ دوباره زنده می شوند . هیچگاه فراموشت نمی کنم ...

 

سالیانی دور به برکت اتفاقی غیرفرهنگی (بهتر بگویم ضدفرهنگی) نوای "بیداد"ت را شنیدم . روايت "آستان جانان" تو كم از سوره هاي حقيقت حضرت حق در بر ما نگشود . کمی بعد ، از  "مقام صبر" گفتی اما ... . حضور تو در آن سالها گرمی بخش ذهن و جان من بود ، اما دريغ كه سكوت پيشه كردي و ديگر ... هيچ .

شايد اين همه گفتن و نوشتن در سوگ تو دردي از زخم هاي فروخورده تو دوا نكند . اما من مي گويم كه تنها خود را آرام كنم . همه اين سالها بر ما هر چه رفت ناشي از اين حجب و حياي ذاتي يا غرور مقدس ايراني مان بود . همان غروري كه در چشمهايت بود ... چشمهايي مغرور و اصيل ات

محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یکم مهر 1388
دردواره ای برای غم های سرزمینم
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم

دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است

دردهای من
گرچه مثل دردهای مردم زمانه نیست
درد مردم زمانه است
مردمی که چین پوستینشان
مردمی که رنگ روی آستینشان
مردمی که نامهایشان
جلد کهنه ی شناسنامه هایشان
درد می کند

من ولی تمام استخوان بودنم
لحظه های ساده ی سرودنم
درد می کند

انحنای روح من
شانه های خسته ی غرور من
تکیه گاه بی پناهی دلم شکسته است
کتف گریه های بی بهانه ام
بازوان حس شاعرانه ام
زخم خورده است

دردهای پوستی کجا؟
درد دوستی کجا؟

این سماجت عجیب
پافشاری شگفت دردهاست
دردهای آشنا
دردهای بومی غریب
دردهای خانگی
دردهای کهنه ی لجوج

اولین قلم
حرف حرف درد را
در دلم نوشته است
دست سرنوشت
خون درد را
با گلم سرشته است
پس چگونه سرنوشت ناگزیر خویش را رها کنم؟
درد
رنگ و بوی غنچه ی دل است
پس چگونه من
رنگ و بوی غنچه را ز برگهای تو به توی آن جدا کنم؟

دفتر مرا
دست درد می زند ورق
شعر تازه ی مرا
درد گفته است
درد هم شنفته است
پس در این میانه من
از چه حرف می زنم؟

درد، حرف نیست
درد، نام دیگر من است
من چگونه خویش را صدا کنم؟

محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
چهارشنبه یکم مهر 1388
ماجراجویی همچنان ادامه دارد

بنا بر این اصل که امام فرموده :"هرگاه مستکبرین بر شما بودند بدانید که در راه صحیحی حرکت می کنید (نقل به مضمون)" ماجراجويي هاي جناب احمدي نژاد ادامه دارد . تصاوير زير نمونه اي از عكس العمل مستكبرين نسبت راه راست جناب احمدي نژاد است .

و السلام علي من اتبع الهدي

محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب
دوشنبه سی ام شهریور 1388
رمضاني دگر

اين ماه عزيز نيز با همه حوادث و گزير و ناگزيرش به پايان رسيد . از روز قدس تا عيد فطرش متفاوت از سالهاي دگر بود . ديگر همه چيز خط كشي شده . به قول دوستي سره از ناسره جدا نيست . فرصت ها يكي يكي از دست ميرود و ما به انتظار فرصت دگريم .

پ.ن 1 : چند روزي است كه بلاگفاي ما (شما را نميدانم) از دست رس خارج شده بود و حالا كه نصيبمان شده ابتر و ناقص است . به قول حضرت احمدي نژاد : "اينجا آزادي تقريبا مطلق است"

پ.ن 2 : بوي گند سياست دوباره شامه مان را آزار ميدهد . حضور هاشمي رفسنجاني در نماز عيد فطر دولتي و خطبه مقام رهبري در مورد اعترافات مغضوبین گواه تبانی و برپا شدن غائله اي ديگر در راستاي سرکوب خواسته هاي مدني مردم (شما بخوانید مخالفان) است . در پستي نوشته بودم كه به امثال هاشمي نمي توان اعتماد كرد كه روزي افراطيون ديني در زير عبايش مي آسايند و روزي دگر مريدانش به نام سازندگي از پرده برون می ایند . روزي به مصلحت مريد و مدير خود را به مذبح سكوت مي سپارد و روز دگر در قيل و قال سبز به حاشيه امن سكوت مي رود و تن مي آسايد . خلاصه بوي گند سياست حالمان را دگرگون ساخته ...

پ.ن 3 :‌‌‌‌‌ خاطرم هست كه بزرگي مي گفت امام در موعد فطري به اعلام عيد از سوي آيت الله گلپايگاني بسنده كرد و همراه با ايشان عيد را برگزار كرد . امسال اما روايتي دگر است . جايي كه مرجعيت فقهي و سياسي يكي نباشد شايد مردم را به جرم روزه داري بازخواست كنند .

محمد ملامحمدی | | لینک به این مطلب